على محمدى خراسانى
201
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
در حدّ نصاب شير داد . آيا مرضعهء دوّم هم بر زوج حرام مىشود يا خير ؟ اين مطلب ، اختلافى است : جناب علّامه « 1 » و ابن ادريس فتوى به تحريم داده و فرمودهاند : دوّمى هم حرام مىشود ؛ به اين دليل كه در صدق مشتقّ حقيقتاً بقاء مشتقٌّ منه و مبدء اشتقاق لازم نيست . بيان مطلب : اگر بگوييم مشتقّ در خصوص ماتلبّس بالمبدأ فى الحال حقيقت است و در ما انقضى مجاز است ، در ما نحن فيه صغيره قبلًا زوجه بود و در حين شير دادنِ مرضعهء دوّم ، زوجه نيست . پس بر كبيرهء دوّم بهواسطه شير دادن به صغيره ، عنوان امّ الزّوجه صادق نيست تا حرام شود . عنوانِ « امّ مَن كانت زوجةً » صدق مىكند كه در شرع انور دليلى بر تحريم آن وارد نشده است . ولى اگر بگوييم كه مشتقّ در اعمّ از ما تلبّس و ما انقضى عنه التلبّس حقيقت است و در اينجا بر صغيره هم حقيقتاً زوجة اطلاق مىشود ، مرضعهء دوّم هم با شير دادن عنوان امّ الزّوجه پيدا مىكند و به حكم آيهء و امّهات نسائكم او نيز حرام ابدى مىشود . 2 . شهيد ثانى رحمه الله نيز حكم تحريم و عدم تحريم كبيرهء دوّم را بر همين مبحث مشتقّ - به همان بيانى كه ذكر شد - مبتنى كرده است . « 2 » اينها شاهد آن است كه مشتق مورد بحث ، اختصاص به مشتق نحوى ندارد و جوامدى از قبيل زوجه و . . . را نيز شامل است . فعليه كلما كان مفهومه منتزعا من الذات بملاحظة اتصافها بالصفات الخارجة عن الذاتيات كانت عرضا أو عرضيا كالزوجية و الرقية و الحرية و غيرها من الاعتبارات و الإضافات كان محل النزاع و إن كان جامدا و هذا بخلاف ما كان مفهومه منتزعا عن مقام الذات و الذاتيات فإنه لا نزاع فى كونه حقيقة فى خصوص ما إذا كانت الذات باقية بذاتياتها . قاعدهء كلّى در مشتقّ اصولى « 3 » : مشتق اصولى هر وصف عنوانىاى است كه خارج از ذات و ذاتيات است اما از ذات انتزاع مىشود ، البته به ملاحظهء ضم ضميمه . يعنى در ذات ، خصوصيتى و صفتى و مبدئى - همچون ضربْ ، علم و كتابت - پيدا شد . كه بهخاطر آن ، اين اوصاف را انتزاع مىكنيم . اين صفات بيرون از ذات مىباشند . تمام اينها در محلّ بحث داخل هستند ، خواه از مشتقات نحوى باشند يا از جوامد ؛ خواه از اعراض باشند يا از عرضيات . قوله : و هذا بخلاف ما كان : ويژگى دوّم مشتقّ اصولى : مشتقّ يا وصف عنوانى از اوصافى است كه حتى با زوال آن و انقضاء تلبّس ذات به آن هم ، خود ذات زايل نشود ؛ بلكه در هر دو حال ( اتّصاف و انقضاء اتّصاف ) آن ذات و موصوف ، باقى و برقرار باشد تا بتوانيم بگوييم : تا زمانى كه تلبّس فعلى بود اطلاق مشتق حقيقى است ؛ حالا كه تلبّس زايل شده آيا اطلاق مشتق بر ذات حقيقى است يا نه .
--> ( 1 ) . پدر فخر الدين ( مصنف كتاب قواعد ) . ( 2 ) . مسالك الافهام ، ج 1 ، ص 379 . ( 3 ) . به اصطلاح مرحوم آخوند .